سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

فکر ها را باید شست
 

به نام خدا 

سلام علیکم 

رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر روحانی ضمن تبریک برایتان آرزوی موفقیت دارم . 

امروز عصر شما برای ملت ایران پیام دادید ? پیام تشکر و تبریک و تقسیم شادیتان با کسانی که به شما رای دادند . 

اما آقای روحانی شما نزدیک به 16 میلیون مخالف دارید اینها نه افراطی هستند نه اهل خشونت خواهش میکنم توهین نکنید . چرا میفرمایید رای به شما نه به افراط و خشونت است یعنی 16 میلیون افراد این مملکت اهل افراط و خشونتند .همین مردمی که اگر دشمن به شما کمترین توهینی کند خونشان به جوش می آید و توی دهن دشمن میزنند ؟ درست است سلیقه سیاسی ما مخالف شماست اما والله در مقابل دشمت ما پشت شما هستیم چرا شما در مقابل چشم دشمن به ما توهین می کنید ؟ احمدی نژاد توهین کرد و دیدید شد مهره سوخته سیاسی . ما نمیخواهیم شما مهره ..... بگذریم . ما برای موفقیت شما که موفقیت کشورمان است دعا می کنیم . 

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته 


[ شنبه 96/2/30 ] [ 7:20 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا 

من روحانی را نمیخواهم چون : ایشان به جای اینکه بگوید در این چهار سال چه کرده متوسل شده به حرفهایی که برای من باور پذیر نیست مثلا دیوار کشیدن در پیاده رو ها . آخر چه طور همچین چیزی ممکن است آیا این حرف جز برای فریب آدم های ساده لوح است ؟

دوم اینکه ایشان اصلا اسمی از فقرا و کم درآمدها نمیآورد اصلا به فکر معیشت ما نیست نمیداند 15 روز آخر ماه را چه طور میگذرانیم فقط هر از یک ماه یا یک ماه و نیم یک بار آن هم یک کیلو گوشت میتوانیم بخریم . اصلا از گرفتاری ما حرف نمیزند مدام میگوید اصلاحات . آزادی . خاتمی . بترسید کسی غیر از ما بیاید . آخر خاتمی و آزادی پوشش برای ما نان و آب میشو د ؟ این حرفها فقط به درد وزیران پولدار مرفه و مردم بی درد الکی خوش میخورد .

و سوم اینکه میگوید نباید مرگ بر آمریکا و اسرائیل باشد چرا ؟ اگر خودش هم در جبهه فرزند پدر یا کسی را از دست داده بود این حرف را میزد ؟ خون ریختند تا ما نوکری نکنیم حالا برویم به آمریکا بگوییم هر چه تو میگویی درست . کسی نگوید همچین حرفی نزده چرا زده آن روز که گفت چرا روی موشک نوشتید مرگ بر اسرائیل تا برجام انجام نشود . یعنی چه مینوشتند درود آمریکا تحریم رفع میکرد ؟ حالا که وزیرش با وزیر آمریکا قدم زد خودش با اوباما حرف زد تحریم رفع شد ؟


[ سه شنبه 96/2/19 ] [ 6:18 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا 

چند وقت قبل جناب مطهری به مشهد رفتند برای سخنرانی اما به دلایلی سخنرانی لغو شد همه حساس شدند و به تکاپو افتادند که وا اسفا چرا سخنرانی یک نماینده مجلس لغو شده ? از جمله کسانی که بسیار دلواپس شد جناب رئیس جمهور بود خب خوب است که رئیس جمهور از آبرو و حیثیت یک نماینده مجلس دفاع کند ....

اما ...

چند روزی است که احکام خدا در ملا عام به سخره گرفته میشود رقص و پایکوپی مختلط در شام شهادت حضرت زهرا در خراسان جنوبی ? رقص و پایکوبی یک دختر و پسر مقابل فرماندار نقده .... 

چرا کسی حساس نمیشود ? چرا کسی وااسفا نمیگوید ? چرا کسی نامه نمینویسد اگر سخنرانی یکی از نمایندگان دولت یا مجلس در این دو شهر لغو میشد هم باز کسی ساکت می ماند ؟ باز کسی میگفت سخت نگیرید ؟ آقای رئیس جمهور چرا نامه نمینویسید چرا از دین خدا دفاع نمیکنید شما که روحانی هستید ؟ چرا حساس نمیشوید . بابا مگر شما پیرو حضرت علی نیستید چرا به فرماندار و استاندار خود نامه نمی نویسید و تذکر نمیدهید ؟ 

میدانید چرا به هر دری میزنید به در بسته میخورید چون دین خدا را یاری نمیکنید تا خدا شما را طبق آیه قرآنش یاری کند . این که دیگر زندگی خصوصی کسی نیست که بگویید حقوق شهروندیست و به کسی ربطی ندارد . 

چرا به ما ربط دارد ? به شما ربط دارد به همه مسلمین ربط دارد . به همه مسئولین دولتی ربط دارد .

آقای روحانی شما را به خدا حساس شوید 

 


[ یکشنبه 95/12/22 ] [ 3:26 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا 

دیشب برای اولین بار رفتیم مراسم حضرت زهرا بیت رهبری . چند دقیقه ای از مراسم گذشته بود که حسن روحانی آمد و یک باره حسینیه با شعار مرگ بر فتنه گر منفجر شد انگار که مردم میخواستند جواب توهین های روحانی به رهبری را در چند روز اخیر محکم بدهند . شخصا هم میدانم که رهبر م‌وافق همچین برخوردی نیست اما ببخشید احترام امام زاده را متولی نگه میدارد اگر قرار باشد هر کس از نظر رهبر خوشش نیامد به جای جواب منطقی توهین کند که سنگ روی سنگ بند نمیشود . آقای پناهیان حرف خوبی زد روایت خواند که مردم بیشتر شبیه امرای خود میشوند تا پدر و مادرشان . وقتی رئیس جمهور توهین کرد وزیر هم به فرماندار توهین میکند . از فردا همه طرفداران رئیس جمهور سر و صدا میکنند که چرا توهین شد بله خود رئیس جمهور سنگ بنایش را گذاشت وقتی رئیس جمهور به مقام عالی کشور توهین کند از مردم عادی چه توقع ...


[ جمعه 95/12/13 ] [ 1:55 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا

حتما این جمله را در اینترنت دیده و خوانده اید ? اما آیا واقعا ماده غذایی و یا راهی هست که انسان هیچ گاه مریض نشود ؟

با قاطعیت میتوان گفت بله هست ? فقط چند خوراکی و راه ساده ? در دسترس همه و با کمترین هزینه تنها هزینه اش یک اعقاد محکم است . به این روایت دقت کنید : 

حضرت علی علیه السلام و امام رضا علیه السلام میفرمایند : هر کی هر روز 21 دانه کشمش سرخ ناشتا بخورد به هیچ دردی به جز مرگ مبتلا نشود . و همینطور از پیغمبر صل الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام هم این روایت بیان شده . 

فقط 21 دانه کشمش همین ? خواصش را ببینید انگار هر چه بدن نیاز دارد در این ماده خوراکی هست . 

و بعد هم نمک قبل و بد از غذا ( البته نمک طبیعی نه کارخانه ای و دست کاری شده ). و خوردن یک مثقال اسپند که هر کدام 70 مرض را دوا میکند که کمترینش جزام است .و متعادل غذادخوردن  

ما در روایاتمان این همه راه ساده برای سالم ماندن داریم آنوقت یا گیاه خوار میشویم یا رژیم آنچنانی میگیریم و .... سلامتی که باشد خوش تیپی هم هست خوش قیافگی هم هست . چون تمام بدن باهم در ارتباطند و.... 

پس وقتی دستورات دین را رعایت کنیم سالم و زیبا میمانیم و احتیاجی به دیکته غربی ها هم نیست احتیاجی به باربی شدن هم نیست .


[ سه شنبه 95/9/9 ] [ 9:27 عصر ] [ م ر ]

همه عالم بدانند ما برای امام حسین جان که سهل است همه زندگیمان را میدهیم 



[ سه شنبه 95/8/25 ] [ 3:50 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا

از کودکی چار مشکلات متعددی بودم مریضی مادر تنهایی هایش و ... و همیشه فکر میکردم این سختی ها مختص کودکیست و آدم اگر بزرگ شود حتما روزگار بهتری خواهد داشت ... گذشت و گذشت تا بزرگتر شدم و باز هم چون میدیم مشکلاتم بزرگ است بادخودم میگفتم پس هنوز مانده تا بزرگ شوم . مشکلاتم روز به روز بیشتر میشد مریضی مادر حاد تر شده بود پدر پیر و خسته بود و ما همه تنها با مشکلاتمان میجنگیدیم تا تصمیم گرفتم حافظ قرآن شوم آن روز که این تصمیم را گرفتم زیر گنبد امام حسین بودم و مادرم دیگر درمیانمان نبود ? وقتی تا حدودی حافظ کلمات مبارک قرآن شدم چشمم افتاد به این آیه ( و لقد خلقنا الانسان فی کبد ) یعنی ما قطعا انسان را در رنج و سختی آفریدیم ? خدای من چه میبینم سالها فکر میکردم بزرگ شوم سختی هایم از بین میرود اما حالا ? این آیه  ?  تازه فهمیدم چه توقع احمقانه ای از این دنیا داشتم ای دنیای لا ... چه طور سالها سرم شیره مالیده بود اما در قلبم باز هم باورم نشد تا چند سال بعد که ازدواج کردم و ..... اما حالا باورم میشود که این محل پست فقط برای پستانی چون خودش محل خوشگذرانی فراهم میکند البته گاهی سر همان ها هم کلاه میگذارد و فقط خیال خوشی را در سرشان میپروراند و هیچ گاه خوشی  نصیبشان نمیکند چون ذاتا دنی است نمیتواند به جز ذات خود باشد .


[ یکشنبه 95/7/4 ] [ 5:9 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا 

بعضی از ما تا این جمله را در اینترنت میبینیم { چه طور زندگیم را عاشقانه کنم } منتظر  یک جمله جادویی ? یا یک روش فوق العاده و یا یک راهکار شگفت انگیز هستیم ? یا بهتر بگویم دنبال یک راه حل بدون زحمت ? درست مثل افراد چاق که فقط دنبال این هستند که چه بخورند تا لاغر شوند در صورتی که به خوبی میدانند راه حل چاقی کم خوردن است اما چون پر زحمت است و ذات ما انسان ها راحت طلبیست فقط دنبال راه هایی هستیم که صبر و زحمت نخواهد . 

همه ما میخواهیم معشوق باشیم چون خیلی خیلی بی زحمت تر و راحت تر از عاشق بودن است .هر بی سر و پایی هم میتواند معشوق باشد حتی عذر میخواهم یک حیوان اما عاشقی کار هر کس نیست 

برای همین باز هم میگویم فقط میتوانیم  با پایین آوردن توقع ? گذشت و محبت کردن بدون انتظار جبران ? زندگی را عاشقنه کنیم . 

پس....

از امروز تصمیم میگیرم به خاطر خودم و آرامش زندگیم از تمام اشتباهات همسرم در گذشته بگذرم . 

از امروز میخواهم به همسرم محبت کنم و به او احترام بگذارم ? حتی اگر از او احترام و محبت ندیدم پا پس نکشم . 

از امروز میخواهم خوبی کنم نه برای دیدن و انتظار خوبی بلکه برای آرامش خودم .

از امروز میخواهم خودم زندگیم را عاشقانه کنم . میخواهم عاشق باشم .


[ دوشنبه 94/10/7 ] [ 8:30 صبح ] [ م ر ]

به نام خدا وقتی قصد میکنی ازداج کنی در ذهنت یک زندگی عاشقانه و پر مهر  و محبت را ترسیم میکنی ؟ اما وقتی زیر یک سقف می روی تفاوت ها و اختلاف سلیقه ات با همسر کمکم مشکل ساز میشود . احساس میکنی عشقت کمرنگ شده گاهی کار به جایی میرسی که میگویی خدایا چرا اینطور شد یعنی اشتباه انتخاب کردم ؟! و گاهی دخالت ها ی اطرافیان به اسم دلسوزی آدم را تحریک میکند که اشتباه کرده ؟ 

اما اما مشکل از کجاست ؟ چرا فورا به سراغ آخرین مرحله میرویم ؟ چرا به جای اینکه همیشه منتظر محبت و احترام باشیم حاضر نیستیم غرور را کنار بگذاریم و خودمان عشق بدهیم . کسی میگفت اگر توقع را پایین بیاوریم از همه کس حتی خدا همیشه آرامش داریم . تا کی میخواهی توقع داشته باشیم هما به ما احترام بگذارند ? همه عاشق ما باشند ؟ گاهی از خودمان شروع کنیم .

 

 یا 


[ یکشنبه 94/10/6 ] [ 7:15 عصر ] [ م ر ]

به نام خدا دوستان سلام 

وبلاگ من یک وب سیاسی فرهنگی بود اما از امروز فعلا فقط میشه خانوادگی فرهنگی قصد دارم تجربه های شخصی زندگیم را بنویسم از خوشی ها و ... نه نمیگویم ناخوشی میگویم تجربه های مفید امید وارم مورد استفاده دوستان متاهل و مجرد قرار بگیرد . به امید خدا . 

سوء تفاهم : اولین دعوای زندگی مشترک ما از یک سوء تفاهم شروع شد من برای تولد همسرم کادویی خریدم هر چند قیمت زیادی نداشت اما واقعا وقت گذاشتم برای پیدا کردنش ? دوستان و فامیل همسرم کادو را دیده بودند و به قول معروف حسابی زده بودند تو سر مال ? به همسرم هم برخورده بود اما چیزی نگفت ? تا بعد از چند هفته به شوخی چیزی گفت و من فکر کردم داره من رو دست میاندازه البته واقعا چنین قصدی نداشت منتها من نفهمیدم شوخی میکنه ?این متوجه نشدن و حساس  شدن  بیش از حد من همان و یک دعوای شدید هم همان . حسابی حال هر دومون گرفته شد و بعد از یک دعوای مفصل من تازه فهمیدم شوخی کرده و اصلا قصد آزار مرا نداشته هرچند طعنه های دوستاش حسابی حالش رو گرفته بود . البته شاید همسرم هم نباید به روی خودش می آورد که چنین چیزی شده. 


[ شنبه 94/3/16 ] [ 5:15 عصر ] [ م ر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب